Mohammad مدیر سایت وضعيت: آفلاين 18 فروردين ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 112 امتياز: 7196 تشکر کرده: 22 تشکر شده 10 بار در 10 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: يكشنبه، 16 خرداد ماه ، 1389 16:15:09 موضوع مطلب: توضیح کامل NM
بازاريابي چند سطحي در اواسط قرن گذشته به عنوان يک پديده اقتصادي- بازرگاني مطرح شد.
در طي ساليان گذشته عدهي کثيري از شرکتها و افراد سودجو از اين شيوه بازاريابي جهت منفعتطلبي شخصي استفاده کردهاند که پيآمدهاي بد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي را به همراه داشته است. در برخي کشورها عدم برخورد مناسب با اين پديده ناسالم اقتصادي و کوتاهي مسئولان دولتي در کنترل و محدود کردن اينگونه فعاليت هاي منجر به حوادث ناگوار اقتصادي و اجتماعي براي مردم اين جوامع گشته است (B,C). بطوري که اعتراض شديد مجامع دولتي، حقوقي و حتي سازمانهاي غير دولتي (1) را برانگيخته است. در بسياري نقاط جهان مبارزه با اين عملکرد غلط اقتصادي در رده مبارزه با مسائلي همچون معاملات فريبدهنده (2)، پولشويي (3) و کلاهبرداي قرار دارد. در اين فرصت کوتاه سعي شده است که با بررسي و ذکر تعاريف متنوعي که از اين پديده توسط نهادها و مجامع رسمي و مسئول شده است، مفهوم صحيح اين پديده صرفنظر از تعدد واژگاني که براي آن بکار ميرود، ارائه شود؛ و در ادامه مقاله ملاکها، نشانهها و علائمي که حاکي از غيرقانوني و ناسالم بودن اينگونه فعاليتها هستند، مورد برررسي قرار ميگيرند.
سپس نهادهايي رسمي و دولتي که در کشورهاي مختلف در ارتباط با اين پديده مسئول و فعال هستند معرفي شدهاند. در تمامي قسمتها سعي شده است تا مطالب گفته شد کاملاً مستند باشد، و منابع و مأخذ مربوطه بطور دقيق ذکر شوند.
طرح هرمي (4)، بازاريابي شبکهاي (5)و بازيابي چند سطحي (6) چه مفاهيمي هستند؟
طرحهاي هرمي(PS)، بازاريابي شبکهاي(NM) و بازاريابي چند سطحي(MLM) امروزه با چنان تنوّع شکل و عملکردي ظاهر ميشوند که به سادگي نميتوان آنها را از فعاليتهاي سالم اقتصادي تفکيک کرد.
عليرغم اين، همگي يک ويژگي خاص را دارا هستند؛ اين نکته که همگي به مشتري يا سرمايهگذار سود زيادي را مبتني بر گرفتن اعضاي جديد جهت اتصال به طرح و نه بر مبناي سود ناشي از سرمايه گذاري واقعي يا فروش واقعي کالاها يا خدمات، ارائه ميکنند.
ممکن است برخي طرحها تضاهر به فروش محصول يا ارائه خدمات کنند، اما در واقع فقط محصول يا خدمات را براي پنهان کردن ساختار غيرقانوني فعاليتخود، بکار ميبرند. اين درحالياست که بازاريابي چند سطحيِ سالم روشي براي خرده فروشي و رسيدن محصول به دست مصرفکننده واقعي نه از طريق فروشگاهها بلکه از طريق زنان و مردان مستقل يا همان توزيعکنندهها است، که غالباً در خانه مشتري صورت ميگيرد.
بطور کلي تا چند دهه پيش وقتي يکي از اين روشهاي بازاريابي بعنوان يک فعاليت اقتصادي ناسالم شناخته ميشد، از الفاظ "طرح هرمي"، "نقشههاي هواپيمايي" (7) ، "طرحهاي پونزي" ( يا "زنجيرههاي بيپايان" (9) براي آن استفاده ميشد و الفاط "بازاريابي شبکهاي" يا "بازاريابي چند سطحي" غالباً به فعاليتهاي اقتصادي سالم اطلاق ميشد.
اما ذکر اين نکته ضروري است که امروزه صرف اظهار لفظ بازاريابي شبکهاي يا بازاريابي چند سطحي در برنامههاي بازاريابي يک شرکت، نميتواند دليلي بر سالم بودن اين فعاليت اقتصادي باشد.
و "غالباً شرکتها يا افراد متخلف از اين بازي کلمات جهت اغواي مشتريان و سالم جلو دادن فعاليت خود يا فرار از قانون استفاده ميکنند." بطور مثال در اين قسمت تنها اشارهاي به قسمتي از قوانين ايالت ماساچوست آمريکا ميشود که در آن مستقيماً از لفظ بازاريابي چند سطحي جهت ممنوعيت اين فعاليتها، استفاده شده است: "Prohibited Activity: …any "multi-level marketing" program wherein the financial gains to the participants are primarily dependent upon continued, successive recruitment of other participants and where retail sales are not required as a condition precedent to realization of such gains…" (A)
"فعاليتهاي ممنوع: ... هر برنامه "بازاريابي چند سطحي" که در آن سود مالي شرکتکنندگان عمدتاً وابسته است به پيوستگي و به عضويتگرفتن موفقيتآميز ديگر شرکتکنندگان و جائيکه خردهفروشي(فروش به مصرفکننده آخر) بعنوان يک شرط موءثر نيست بر تحقق چنين سودي"
اما صرفنظر از قانوني يا غير قانوني بودن اين نوع فعاليت، روش عملکرد آن چيست؟ PS، NM يا MLM
يک مدل تجارتي بوده که بر پايه فروش مستقيم (10) و تشويق بازريابها ميباشد. به عنوان مثال يک تجارت مستقل شخصي (11) را در نظر بگيريد که مايندهاي از يک شرکت بزرگتر بوده و با فروش محصولات آن شرکت مادر درصدي را به عنوان حقالزحمه بازاريابي و فروش محصول دريافت ميکند. حال اگر اين IBO يک سري IBO ديگر را به شرکت مادر به عنوان نماينده فروش شرکت معرفي کرده و اين عمل توسط IBOهاي زير مجموعه نيز تکرار شود، تشکيل شبکهاي دو سطحي ازIBOها را داده و علاوه بر بورسانتي که بابت فروش محصولات توسط خود IBO دريافت ميکند، به ازاء ميزان فروشي که IBOهاي زير مجموعه او و همينطور IBOهاي زير مجموعه آنها و الي آخر ميفروشند نيز پورسانتي دريافت کند.
اين ساختار فروش و تجارت به شبکهاي از IBOها تبديل شده که به روش بازاريابي شبکهاي(NM) يا بازريابي چند سطحي(MLM) معروف شده است. انگيزه پيشرفت اين ساختارها کسب حق بازاريابي بيشتر است. همانطور که گفته شد ميزان حقالزحمهاي که IBO اول دريافت ميکند، به ميزان فروش IBOهاي زيرين او وابسته است. بنابراين اين IBO سعي خواهد کرد تا تعداد بيشتري IBO در زير مجموعه خود داشته باشد و چنانچه در تعداد IBOهاي مستقيم خود محدوديت داشته باشد (12)، سعي خواهد کرد تا تعداد سطحهاي زيرين خود را افزايش دهد. همين ساختار ممکن است در حالتي که اصلاً هيچ فعاليت اقتصادي يا فروش محصولي نيز نباشد هم بکار برود.
در اين حالت سيتسم دچار مبادله پول در سطوح مختلف و غالباً از سمت پايين ساختار به سمت بالاي آن مي شود. اينگونه سيستمها در دهه 60 و 70 قرن گذشته در سراسر جهان و حتي در برخي کشورها (13) تا پايان هزاره گذشته نيز فعال بودند (B,C).
امروزه با توجه به محدوديتهاي شديدي که از جانب دولتها براي جلوگيري از فعاليت اينگونه ساختارها اعمال ميشود، غالباً فعاليت ساختارهايي که کاملاً بدون محصول يا خدمات هستند، بسيار کاهش يافته است. ولي فعاليت اين شرکتها و افراد با پوشش فروش کالا ادامه دارد و عليرغم پيشرفت و به روزآوري قوانينِ منع کننده، اينگونه فعاليتها همچنان ادامه دارد.
"بنياد آموزش فروش مستقيم" (14) آمريکا اينگونه فعاليتها را به اين صورت تعريف کرده است:
"Pyramid schemes are illegal scams in which large numbers of people at the bottom of the pyramid pay money to a few people at the top. Each new participant pays for the chance to advance to the top and profit from payments of others who might join later. "(D)
"طرحهاي هرمي، طرحهاي غير قانونياي هستند که در آن تعداد زيادي از مردم در پايين هرم به تعداد کمي در بالاي هرم پول پرداخت ميکنند. هر شرکت کننده جديد براي شانس پيشقدم بودن در بالا و سود ناشي از پرداخت افرادي که بعداً ملحق ميشوندة پول پرداخت ميکند."
در قوانين فدرال و قوانين ايالتهاي مختلف آمريکا نيز تعاريف مختلفي براي اينگونه فعاليتها ذکر شده است، که در آنها از الفاضي همچون طرح هرمي، طرح پيشرو هرمي(15) (E,F) ، نقشه فروش ارجاعي زنجيرهاي (16) (E,F)، طرح توزيعکننده زنجيرهاي (17) (G)، فروش يا اجاره ارجاعي يا زنجيرهاي ارجاعي (1 (G)، ساختار فروش هرمي (19) (H) استفاده شده است.
بطور کلي درونمايه تمامي اين الفاظ يکسان ميباشد ولي از لحاظ نحوه برخورد، مجازاتها و دليل غير قانوني بودن در ايالتهاي مختلف تفاوتهايي ميباشد که تاثير چنداني بر کليّت امر ندارد. همانطور که از مطالب گفته شده مشخص است. اگرچه تعريف دقيقاً يکساني براي اينگونة فعاليتهاي اقتصادي ناسالم وجود ندارد ولي تعاريف ارائه شده توسط سازمانها و مجامع رسمي مسئول تقريباً يکسان ميباشد. همگي بر غيرقانوني بودن و ناسالم بودن اينگونه فعاليتها متفقالقول هستند.
اگرچه بررسي دقيق هر فعاليت بازاريابي چند سطحي بعنوان يک پرونده مجزا و منحصربفرد لازم است تا سالم و قانوني بودن آن محرز شود، ليکن در ادامه خلاصهاي از برخي معيارهايي که نشانگر تطابق يک فعاليت با اينگونه فعاليتهاي ناسالم و غير قانوني هستند، بررسي خواهند شد و برخي علائم و ملاکهاي لازم براي سالم بودن طرح بازاريابي چند سطحي بيان خواهد شد.
تفاوتهاي دادوستد قانوني با طرح هرمي استتار شده در قالب NM و MLM اقدامات قانوني انجام شده در دهههاي گذشته عليه شرکتهاي MLM نشان ميدهد که ميتوان اينگونه شرکتهاي غيرقانوني را به دو دسته اصلي طرحهاي هرمي تقسيم کرد، که نحوه برخورد با آنها و قوانين بکار رفته براي برخورد با آنها نيز کمي متفاوت از يکديگر است: 1- هرمهاي غير قانوني نوع الف: اينگونه هرمها که کمي قديميتر هستند، قانون بختآزمايي را نقض ميکنند. بختآزمايي زماني غير قانوني ميشود که شخص بريا شرکت در آن پول پرداخت کند يا چيزي را بخرد. شرکتهاي MLM زماني غير قانوني مي شوند که ممکن است شرکتکننده، بعنوان توزيع کننده، جهت اجازه شرکت در سيستم جبرانسازي، پول يا چيز با ارزشي را پرداخت کند که در اين سيستم جبرانسازي شانس در ميزان کميسسوني که فرد دريافت مي کند دخيل است.
اين نوع شامل سه قسمت است:
a. نقل و انتقال پول يا شي جهت حق يا اجازه شرکت در سيستم
b. انتظار سود داشتن
c. ميزان سود بجاي وابستگي به مهرات و فعاليت شرکتکننده وابسته به شانس است.
بسادگي ميتوان نقش شانس را در ميزان سودي که يک فرد در اينگونه سيستمها بدست ميآورد، مشاهده کرد. بطور مثالي براي تاثير شانس در ميزان حق کميسيون: اگر شخص الف معرف شخص ب باشد، سپس شخص ب شخص ج را که يکي از اقوامش است که در شهر ديگري دور از الف و ب زندگي ميکند معرفي کند. اين روندي است که در MLM مرسوم است. ممکن است فرد ج فردي با استعداد و قوي در توزيع باشد. حال فرد الف نميتواند در فروش و فعاليتهاي ج شرکت کند يا حتي ممکن است او را نشناسد ولي بخاطر اينکه ج خيلي خوب فعاليت ميکند. کميسيون زيادي نسيب الف ميشود. در واقع شانس در ميزان پرداخت پول در هر طرح MLM با بيش از دو سطح بشدت دخيل است. اگرچه برخي توزيعکنندهها با زيرمجموعههايشان کار ميکنند ولي همه نميکنند و نميتوانند همکاري کنند. در حاليکه بخاطر زيرمجموعههايشان پول دريافت ميکنند. راه حل: براي اينکه طرح MLM دچار اين حالت نشود بايد هيچ حق عضويت (پول يا شي با ارزش) را از توزيعکننده جهت اجازه به فعاليت در طرح بازاريابي نگيرد. اين مطلب شامل هزينههاي لازم جهت تبليغ فروش يا لوازم مورد نياز براي فروش نميشود.
2- هرمهاي غير قانوني نوع ب: اين هرمها که عمدتاً جديدتر هستند به عناوين "طرح ارجاعي زنجيرهاي مشتري به مشتري" (20) يا "طرح زنجيرهاي بيپايان" (21) معروف هستند. اينها با حالت بختآزمايي فرق دارند و نياز به بررسي ميزان دخالت شانس نيست. همين امر که بايد فرد يا افرادي را معرفي کند تا آنها هم همني عمل را تکرار کنند، قانون را نقض ميکند. "در واقع مشتري جنس يا خدماتي را خريداري ميکند که به آن نيازي ندارد يا اگر به آن احتياج دارد بدليل انگيزه شرکت در طرح، آنرا با قيميت بالاتر از بازار عمومي خريداري ميکند (22)".
در ايالات متحده آمريکا برخورد با اينگونه MLMها غالباً توسط دو ارگان زير انجام ميشود:
a. U.S. Federal Trade Commission (USFTC)
b. State Attorney General Consumer Protection Offices
راه حل: براي اينکه MLM دچار اين حالت نشود بايد بين توزيعکننده (23) و مشتري (24) تفاوت باشد. مشتري شخصي است که در طرح بازاريابي شرکت فعاليت نميکند و جنس را براي مصرف خريدهاست (25). ولي توزيعکننده در طرح فعاليت ميکند و تقش واسط را در سيستم بازاريابي سنتي اجرا ميکند. علاوه براين به جهت اينکه طرح بازاريابي دچار حالت الف نشود بايد هيچ هزينه يا چيز با ارزشي از توزيع کننده جهت اجازه فعاليته در طرح گرفته نشود. در واقع مشتري نميتواند توزيعکننده باشد وبلعکس (26). تنها ذکر اين مطالب در جزوات و وسايلي که شرکت براي بازاريابي از آنها استفاده ميکند، کافي نيست و بايد بر اجراي آنها هم نظارت داشته باشد. شرکت هم مي تواند به تويعکنندههايي که اين قوانين را رعايت نکنند حق بازاريابي نپردازد. در کنار مسائل گفته شده ميزان مشتري به توزيع کننده هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ قيمت مجموع فروش در قانوني بودن يا غير قانوني بودن قعاليتMLM نقش مؤثري دارد.
با توجه به مطالب گفته شده ميتوان نشانههاي سالم بودن يا ناسالم بودن فعاليت يک طرح MLM را بصورت زير خلاصه کرد:
1- براي اينکه فردي، توزيعکننده يک MLM سالم و قانوني شود، نبايد نياز به خريد هيچ چيزي با پرداخت هيچ هزينهاي باشد. "حتي خريد جنسي با قيمت واقعي" يا يک مجموعه. در برخي ايالتهاي آمريکا يک سپرده قابل برگشت نسبتاً کم مجاز است. فقط بايد کاملآً قابل برگشت باشد و بريا برگشت سپرده هم نياز به پرداخت هيچ هزينهاي يا خريد هيچ چيزي نباشد. يکي از علائم طرحهاي هرمي اين است که منبع اصلي پرداخت حق کميسيونها مبالغي است که از توزيعکنندهها جهت دادن اجازه فعاليت گرفته ميشود. "اگرچه ممکن است در اين کار از محصولات يا خدماتي که خريدار به آنها نياز ندارد بعنوان سرپوش استفاده شود." علاوه بر اين نبايد براي معرفي توزيعکنندههاي ديگر بورسانتي پرداخت شود و تنها باطن فروش محصولات يا خدمات بايد حق کميسيون داده شود.
2- در MLM سالم و قانوني در جزوات آموزشي يا نرمافزارها و وسايل توزيع بايد واضح و صريح بيان شود که براي توزيعکننده شدن نياز به خريد هيچ چيزي نيست.
3- قانون 2 را نميتوان با اين طرح حذف کرد که: فرد الف ميخرد و به فرد ب ميفروشد، ب ميخرد و به ج ميفروشد. اين دقيقاً يک طرح غير قانوني مشتري به مشتري را نشان ميدهد که خريد روشي برابي توزيعکننده شدن است.
4- اگر شرکت وسايل، محصولات و خدمات بفروش نرسيده را با قيمت تجاري معقولانه (27) بازپس نگيرد. نشانهاي از طرح هرميبودن است. بارگزاري دارايي (2 پديدهاي است که در طرحهاي MLM غير قانوني و ناسالم رخ ميدهد و به اين معني است که شرکت، شخصي را که ميخواهد در طرح بازاريابي شرکت کند مجبور به خريد چيزهايي که بهآن احتياج ندارد ميکند و يا اگر به آن احتياج دارد با قيميتي بالاتر از بازار عادي است.
5- آيا محصولات شرکت به مشتريهاي نهايي که به آن نياز دارند فروخته ميشود؟ اگر جواب نه است يا نه چندان، نشانهاي از ناسالم بودن فعاليت است. بازاريابي سالم مانند ديگر فعاليتهاي تجاري وابسته به فروش به مشتري است. درحاليکه MLMهاي غير قانوني و ناسالم از فروش به مشتري نهايي تاثير نميپذيرد. و سود بر مبناي تعداد اعضاء تازه است که محصول را ميخرند، نه بخاطر اينکه به آن نياز دارند، بلکه بخاطر اينکه بايد بخرند تا اجازه فعاليت در طرح به آنها داده شود.
6- نسبت ميزان خردهفروشي (فروش به مصرفکننده نهايي) به کل فروش MLM هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ قيمت نشاندهنده قانوني يا غير قانوني بودن فعاليت است.
7- قيمت محصولات فروشي در ساختار MLM بايد مشابه قيمت بازار سنتي باشد. تفاوت در قيمت فروش محصولات در ساختار MLM با بازار سنتي بايد معقولانه بوده و در واقع بايد بتواند از لحاظ قيمت يک بازار رقابتي را ايجاد کند که مشتري تنها به صرف خريد محصول از آن خريد کند.
نشانههاي هشدار دهنده فريب:
1- اصرار بر امضاء سريع قرارداد و توافق براي پرداخت مبلغ زيادي پول قبل از اينکه معامله بصورت قانوني انجام شود.
2- تعهد مبلغ غير عادي و بسيار زياد سود
3- بيان اين مطلب که سود براحتي يادر زماني کوتاه بدست ميآيد.
4- مبلغ اوليه که فراتر است از ارزش واقعي محصول يا مجموعه يا آموزش اينها تنها نشانههاي معدودي از تعداد کثيري از اينگونه سيستمهاي غير قانوني هستند. ولي در مورد هر MLM بايد يک بررسي و تحقيق خاص انجام شود. سخن آخر در پايان يادآوري اين نکته ضروري است که صرف بکاربردن عبارت بازاريابي چند سطحي يا شبکهاي يا هر نام ديگري هيچ تاثيري در هويت يک طرح بازاريابي ندارد و نمی تواند بيانگر سالم يا ناسالم بودن آن باشد. متاسفانه در جلسات پرزنت و در روند کاري شرکتهاي فعال در اين زمينه ديده ميشود که با سؤ استفاده از عدم آگاهي فرد شنونده يا افرادي که در شرف ورود به اين سيستمها هستند، با نسبت دادن طرح هرمي به يک شرکت و بيان کردن عبارت بازاريابي چند سطحي در ارتباط با شرکت خودع سعي در قانوني و سالم جلو دادن فعاليت خود دارند. اين چيز جز بازي با کلمات در جهت فريبدادن شنونده ، و بکار بردن واژگان معادل براي يک فعاليت نيست. موفق و پيروز باشيد.
(1) Non-Governmental Organizations (NGO) (2) Deceptive Trade Practices (3) Money Laundering (4) Pyramid Scheme (PS) (5) Network Marketing (NM) (6) Multi-Level Marketing (MLM) (7) Airplane plans ( Ponzi Schemes (9) Endless Chains (10) Direct Marketing (DC) (11) Independent Business Owner (IBO) (12) بطور مثال در روشهايي که از الگوهاي دوتايي(Binary) يا ماتريس محدود شده (Forced Matrix) استفاده ميکنند. (13) فعاليتهاي انجام شده در سال 1994 در روسيه و در سالهاي 1995-1998 در آلباني ياز نمونههاي بارز ادامه فعاليت اين ساختار ها تا سالهاي آخر قرن بيستم است. (14) Direct Selling Education Foundation –
(15) Pyramid Promotional Scheme (16) Chain referral sales plan (17) Chain distributor scheme (1 Referral or chain referral sales or leases (19) Pyramid sales structure (20) Customer-to-customer chain referral scheme (21) Endless chain scheme (22) بسياري از اينگونه MLMها جهت فريب، محصولاتي را بفروش ميرسانند که قيمت بازگاني مشخصي ندارند. مثلا اجناس کلکسيوني و ديگر اجناس منحصربفرد يا اجناس با مصارف خاص که بازار عمومي ندارندو داراي قيمت مشخصي نيستند. (23) Distributor (24) Customer (25) End-User (26) چنانچه براي دادگاه محرز شود که توزيعکننده جنسي را خريده است ولي دليل خريد آن بدستآوردن اجازه فعاليت در طرح بازاريابي نيست و از طرف شرکت هم اجباري براي خريد آن توسط توزيع کننده وجود نداشته است، اين خريد و فروش بلامانع است. (27) در قوانين برخي ايالتها حداقل قيمت برگشت، 90 درصد قيمت اوليه است. (2 Inventory Loading A) GENERAL LAWS OF MASSACHUSETTS, Chapter 93: Section 69. Definition; requirements (B) Barbara Rudolph, "Poof Go the Profits…" Aug 8 1994, 44. (C) Jarvis, christofer, "The Rise and Fall of Albania's Pyramid Schemes", International Monetary Fund, 2000(D)